پرويز اذكائى

مقدمه ز

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

رسيده ، در اصل همانا علوم يونانى بوده كه قبلا - چنان‌كه گذشت - به عالم ايرانى انتقال يافته بوده است . « اما آن دسته از دانشمندان غربى كه از بيخ منكر انتقال و تحوّل علوم عهد ساسانى ايران به دوران اسلامىاند ، همهء راههاى برگشت به‌سوى ايران قبل از اسلام را مىبندند ، تا هر دانش و معارف درخشان در ايران اسلامى بيابند ، آن را به منابع يونانى نسبت دهند - يعنى به زعم آنها - به سرچشمهء معارف مغرب‌زمين » « 4 » . هم اينجا بايد گفت البتّه كسى و از جمله راقم اين سطور - كه در مواضع مقتضى از كتاب به شرح و بسط در اين مطلب پرداخته - كه مطلقا انكارى نسبت به نفس انتقال علوم يونانى - به قدر معيّن و مقدّر - به عالم ايرانى و جهان اسلام هم وجود ندارد ؛ چه ، يك امر واقع تاريخى است . حتى راقم اين سطور حسب تتبّعات خويش سالهاست كه به يك نگرهء شگفت‌انگيز در باب يكى از طرق انتقال و ورود دانشهاى يونانى به ايران‌زمين رسيده ، كه هيچ‌يك از محقّقان يونان‌گراى غربى و متتبّعان طرق و آثار انتقال علوم يونانى به ايران باستان و عالم اسلام تا بدين غايت بدان توفيق نيافته‌اند « 5 » . اينك كسى كه شايق است هم از طريق مزبور حسب تتبّع نويسندهء سطور وقوف يابد ، لزوما هم بايد بپذيرد كه ما خود بهتر مىدانيم در خانه‌مان اصالة چه بوده ، احيانا چه چيزها از همسايه‌ها گرفته‌ايم ؛ و اساسا آن همسايهء فرهنگى ما - يونان باستان - بوده است كه هم بنا به واقع تاريخى سه قرن تمام در سايهء بلندپايهء فرهنگى و سياسى ايران باستان زيسته ، تمام انديشمندان و حكيمان و عالمان آن ديار ريزه‌خوار خوان بىدريغ حكمت مغان فرزانهء ماد باستان بودند ، حتى سران و سردارانشان به بوى زرناب « دريك » هخامنشى از كمينه شهربانان امپراتورى فرمانبرى داشتند . عبارتى از ناپلئون بوناپارت منقولا مشهور است كه يونانيان ، در آن زمان ، لاف‌زن و گزاف‌گو بوده‌اند ؛ ما از سخنان ايرانيان آگاهى درست نداريم تا در خصوص آن دو ملّت باستانى داورى كنيم » . بارى ، از جملهء آثار متعدّد و مراجع معتبر ، يكى در سدهء گذشته همانا كتاب گرانقدر ترجمه‌هاى عربى از متون يونانى موريتس اشتاين شايندر كه بيشتر فهرستواره‌هاى كتب و رسالات مزبور است ؛ و ديگر در عهد اخير كتاب مشهور انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى دوليسى

--> ( 4 ) . رش : جامعهء نوين ، ش 7 ( - پانوسى ) ، ص 121 . ( 5 ) . البتّه برخى از دوستان دانشور هم بر مواد رساله يا گفتارى كه در اين خصوص فراهم كرده‌ام و هم بر طرح نگرهء مزبور طىّ مفاوضات جارى وقوف كامل يافته‌اند .